خرید بک لینک
فرزانه تسلیم آن چیزیست که لحظهی حال برای او به ارمغان میآورد. او میداند که بالاخره خواهد مرد و به هیچ چیز وابستگی ندارد. توهمی در ذهنش وجود ندارد و مقاومتی در بدنش نیست... او دربارهی عملش فکر نمی

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 8:44

این روزها چند نفر هستن که بهم اعتماد کردن و من رو بعنوان life coach شون انتخاب کردن... البته کوچینگی که من انجام میدم مقدار خوبی هم theme روانشناسی داره که همین نکته منو با کوچهای دیگه متفاوت میکنه

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 8:44

داریم تو نقطهای از تاریخ و جغرافیای دنیا زندگی میکنیم که توش "مقدسات" زیادی وجود داره و اگه خوش شانس نباشی، روزی چندین بار واژهی "مقدس" یا مشتقاتش رو میشنوی، میبینی، یا به هزار روش سامورائی لمس م

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 8:44

زندگی، بدون توجه به حال خوب یا بد آدمی، بدون توجه به توانت برای همآهنگ شدن باهاش، با سرعتِ همیشه رو به افزایشش در حال حرکته... کسی بخاطر داغدار بودنت بهت رحم نمیکنه، بهت پول و نمره نمیده.... شما رف

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 8:44

سفرسفری که نامش زندگیست...سفری به طول تمامی عمرسفری با فراز و نشیبهای تا دم مرگ... سفری که گاه در خیابانهای شلوغ و گاه در کنج خانه به مدت زیاد میگذرد..سفری تلخسفری شیرینسفری با تمام وجود....تعادلتع

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 8:44

خب اول از همه بگم که حساب روزهایی که تو خونه موندم از دستم در رفته :)) این روزا فقط برای خرید سیگار از خونه میزنم بیرون! و اما بعد... اولش یه کم برام خوشآیند بود... نمیدونم ذاتا درونگرام یا برون

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 8:44

در این نبرد دائمی که آن را زندگی مینامیم، کوشش ما بر این است تا قانونی برای رفاه و سلوک خود بیابیم که مطبق با جامعهای باشد که در آن رشد کرده و پرورش یافتهایم. چه این جامعه کومونیستی باشد و یا جامعه

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 8:44

کلافگی، سردرگمی، شلوغی و بینظمیِ درونی... به دنبال راهی برای فرار، سکوتی از اختیار... چشمآذر مینواخت و من میشنیدم او مینواخت و من میخندیدم :) مینواخت و میرقصیدم.... یک دست جام باده و یک دس

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت: 0:11

سلام

یک چیزی از من بپرسید / یک چیزی از من بخواهید / یک چیزی به من بگویید / یک چیزی از-با-بر-در-به من .... :)))

انتقادی، پیشنهادی، هرچی :)

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت: 0:11

قدمی بهعقب برداشتن و نگاهکردن، تنها راهِ #انتخاب کردن است. جز این همواره منفعل خواهیم بود. شاید تصور کنیم که عملمان را برمیگزینیم، ولی میان تصورِاختیار و اختیار فاصلهی زیادی وجود دارد. اغلب رفتار

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت: 0:11

پیش نوشت: حال خوبی نداره این متن... ------------------------------ بغلش کردم گلوم از قورت دادن بغضم درد گرفت با معصومیت همیشگیش لبشو برچید... با خنده گفتم "میبینیم همو دوباره " گفتمش "مث همیشهت پر

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت: 0:11

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت صعب روزی بوالعجب کاری

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت: 0:11

ربّنا ولا تُحَمِّلنا ما لا طاقة لنا به ربّنا ولا تُحَمِّلنا ما لا طاقة لنا به ربّنا ولا تُحَمِّلنا ما لا طاقة لنا به ربّنا ولا تُحَمِّلنا ما لا طاقة لنا به ربّنا ولا تُحَمِّلنا ما لا طاقة لنا به ربّنا

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت: 0:11

پ.ن.1: اگه نخونیدش چیزیو از دست نمیدین! این متنها رو برای خودم مینویسم که بعدهها یادم بیاد چهها کردم توی این ماه :) --------------------------- عمیقتر درگیر شدن تو گروه DeArc و طراحی حرفهای آم

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 6:55

دیدمت، بوئیدمت، بوسیدمت در خواب دردمی، درمانمی، شادیِ منِ بیتاب تو در منی.... من، بی تو، شبیهِ درختِ بی بهارم.... دلتنگ، سرد، لخت.. تو، در منی... حتی اگر خودت نخواهی! حتی اگر خودت ندانی... تو در م

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 6:55

روزها پی در پی میگذرند و من در پی فرصتی برای زیستنی متفاوت فرصتی برای خوانشی دیگر از زندگی فرصتی برای نگاهی دوباره به خویشتن... ماهها یک به یک میگذرند و من به دنبال یک فرصت برای فرار از ملال یکن

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:12

آمار امروزو دیدم پشمام سوخت :)))))

1040 تا نمایش؟؟؟ :))

این بلاگ دات عای عار یه چیزیش میشه واقعا!

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:12

آقا ما یه هفته (درواقع 8 روز) بهمون گذشت، هر روزش از روزهای قبل گردن کلفتتر و طولانیتر و پربارتر! این 8 روز از جمعه شروع میشه که یه تحلیل فیلم خفن Joker داشت توش.... واقعا حرفای وحید حرف نداره 3>

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:12

بابام دوباره شروع کرده :)))) ولی من تو بازیش شرکت نمیکنم! چند ماه پیش که من خونه نبودم و به اصرار خود پدر نشستیم چند جلسه صحبت کردیم که من اصلا کی هستم و تحت چه شرایطی برمیگردم به خونهش، این موار

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:12

در دوردست، آتشی اما نه دودناک در ساحلِ شکفتهی دریای سردِ شب پرشعله میفروزد... آیا چه اتفاق؟ کاخیست سربلند که میسوزد؟ یا خرمنی که مانده ز کینه در آتشِ نفاق؟ هیچ اتفاق نیست! در دوردست، آتشی اما نه د

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:12

تو ماشین نشستیم و به سمت اصفهان داریم میرونیم... یهو دلم خواست لپتاپم پیشم بود و بلاگمو باز میکردم و این کلماتی که دارن از ذهنم تراوش میکنن رو توش ثبت میکردم... این شد که رفتم توی saved messages تلگرا

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 4:41

صفحه بندی